اجتماعی print
سرقت هالیوودی زوج مسلح از بانک
همشهری
0 comment   6 visibility
دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت 21:50
چکیده مطلب
زوج مسلح که به سبک سریال‌های هالیوودی نقشه سرقت از بانکی در پایتخت را کشیده بودند، ماجرای این سرقت را بازگو کردند.

ساعت 13دهم خرداد، مأموران پليس در جريان سرقت مسلحانه‌اي در بزرگراه فتح قرار گرفتند. در اين سرقت زن و مردي با استفاده از سلاح كمري به بانك هجوم بردند و با تهديد كاركنان آنجا دست به سرقت زدند. آنها اما هنگام خروج از بانك در محاصره مردم و كارمندان گرفتار شدند كه مرد مسلح اقدام به تيراندازي كرد و يكي از كارمندان بانك از ناحيه پا زخمي شد.
با وجود اين مردم مانع فرار دزدان شدند و آنها به دام افتادند. پرونده اين سرقت مسلحانه براي رسيدگي بيشتر پيش روي قاضي نصرتي بازپرس دادسراي ويژه سرقت قرار گرفت و ديروز متهمان براي تحقيق به دادسرا منتقل شدند. در اين جلسه كارمند بانك هم حضور داشت كه به تشريح نحوه سرقت و گلوله خوردنش پرداخت. درادامه زوج سارق انگيزه‌شان از سرقت را مشكلات مالي عنوان كردند و براي ادامه تحقيقات در اختيار اداره آگاهي قرار گرفتند. پيش از آن اما زن جوان در گفت‌وگو با همشهري به تشريح ماجراي سرقت پرداخت.
چرا سرقت از بانك را انتخاب كرديد؟ همه نقشه را همسرم كشيد. 4سال است كه به عقد‌موقت او در آمده‌ام. از همسر اولم يك پسر دارم كه زمان حادثه تهران نبود. ما مشكلات مالي زيادي داشتيم. تا حدي كه همسرم چند وام گرفت و نتوانست قسط‌هايش را پرداخت كند تا اينكه يك روز بعد از ديدن يكي از سريال‌هاي هاليوودي بي‌مقدمه به من گفت بيا برويم سرقت. 4روز قبل از سرقت بود كه نقشه را كشيد و 2يا 3بار به بانك مورد نظر رفتيم و آنجا را زيرنظر گرفتيم.
با همسر دومت چطور آشنا شدي؟ همكار بوديم. به‌خاطر اينكه حرف و حديث پشت‌سريك زن بيوه نباشد با او به‌صورت موقت ازدواج كردم.
از جزئيات روز حادثه بگو؟ آن روز من و همسرم راهي بانك شديم. هردو ماسك بهداشتي به‌صورت داشتيم و آن را كمي‌ سياه كرده بوديم. كلت كه شوهرم داشت متعلق به يكي از دوستانش بود. وقتي وارد بانك شديم او با اسلحه كاركنان را تهديد كرد و از آنها خواست هرچه پول دارند در اختيارمان قرار دهند. آنها هم پول‌هاي روي پيشخوان را كه ظاهرا حدود 40ميليون تومان بود جلويمان ريختند. من هم به سرعت پول‌ها را برداشته و داخل كوله‌اي كه همراهم بود ريختم. بعد از بانك خارج شديم اما مردم سر ما ريختند و آنقدر كتكمان زدند كه من از هوش رفتم.
آنها چطور متوجه شما شدند؟ كساني كه داخل بانك بودند با سر و صدا بقيه را كه بيرون بودند خبر كردند.
سابقه‌داري؟ نه. وقتي شوهرم پيشنهاد سرقت داد من مخالفت كردم اما او اطمينان داد كه هرگز گير نمي‌افتيم. حالا هم معلوم نيست سرنوشتمان چه مي‌شود.
کامنت شما با موفقیت ثبت شده است و پس از تأیید تیم نظارت به نمایش در می آید.
کد امنیتی وارد شده صحیح نیست.
لطفا اطلاعات خود را صحیح وارد کنید.
اشکالی در سیستم رخ داده است. لطفا دوباره امتحان کنید.
در پاسخ به کامنت :
فرزاد قربانی
لغو
captcha
ثبت کامنت
کامنتی ثبت نشده است.