اقتصادی print
روشنفکران،پولدارها و طبقه متوسط با مخالفت با افزایش قیمت بنزین، سر مردم محروم کلاه می گذارند
خبر انلاین
0 comment   14 visibility
شنبه 23 دی 1396 ساعت 07:52
چکیده مطلب
روزنامه شرق در یادداشتی نوشت:نخبگان و روشنفکران این دیار همه‌گونه تحلیل عرضه می‌کنند تا قیمت بنزین گران نشود؛ برای مثال گفته می‌شود اگر بنزین گران شود فلان قدر اشتغال از بین می‌رود و دیگری می‌گوید اگر بنزین گران شود به‌دلیل تشدید کسری بودجه و دامن‌زدن به انتظارات تورمی یا بالابردن هزینه تمام‌شده بهمان درصد تورم اضافه خواهد شد.
 نکته جالب این است که هم‌زمان در رسانه‌ها این گزارش منتشر می‌شود در سال‌های گذشته هزینه واردات بنزین حدود ١٥٠‌میلیارد دلار بوده است! آن‌وقت همان افرادی که با گران‌شدن قیمت بنزین مخالفت می‌کردند به این موضوع می‌پردازند که چه دست‌هایی از این واردات منتفع شده و چه رانتی متوجه چه کسانی شده است!
نقش برخی مدعیان با این به ظاهر استدلال‌هایی که علیه افزایش بنزین عرضه می‌کنند، فقط موجب می‌شود مقاومت اجتماعی در برابر این اصلاح اقتصادی بیشتر شود و سیاست‌گذاران را به تردید افکنند. همه می‌دانیم سیاست‌مداران به اندازه کافی انگیزه دارند که منافع کوتاه‌مدت را به منافع بلندمدت ترجیح دهند.
فقط کافی است جامعه با مقاومت در برابر سیاست‌های اصلاحی و روشنفکران با تئوریزه‌کردن تداوم سیاست‌های غلط گذشته آنها را به تداوم وضع موجود سوق دهند.
البته اگر این روند ادامه یابد، دود آن به شکل آلودگی هوا، ترافیک و هرز منابع کشور به چشم خود جامعه و همان روشنفکران خواهد رفت و تأخیر در اصلاحات اقتصادی فقط هزینه اصلاح را بیشتر می‌کند اما ضرورت آن را منتفی نخواهد کرد. پایین نگه‌داشتن قیمت بنزین با توجیهاتی چون تورم‌زایی و فشار آن بر اقشار ضعیف پیوسته کمک کرده تا اقشار برخوردار و تا حدی طبقه پایین از منافع ارزان‌بودن بنزین بهره‌مند شوند.
درواقع ائتلافی میان طبقه متوسط و طبقه غنی برای مقاومت اجتماعی در قبال بنزین ایجاد شد که زیان آن فقط متوجه اقشار فقیر شد و متأسفانه روشنفکران نقش تئوریزه‌کردن این ائتلاف شوم را ایفا کردند. نشان این وضع نیز آن بود که وقتی پروژه نقدی‌کردن یارانه (که به اشتباه هدفمندکردن نامیده شد) اجرا شد، طبقات فقیر از این کار راضی بودند اما طبقات متوسط و غنی در زمره مخالفان آن قرار گرفتند و آن را با برچسب پوپولیسم محکوم کردند. بماند که اشتباه آقای احمدی‌نژاد در نرخ‌گذاری آن و کسری بودجه این طرح و فشار آن بر منابع عمومی دولت، بهانه کافی در اختیار اقشار برخوردار و متأسفانه دولت قرار داد تا اصل نقدی‌کردن یارانه‌ها را که اقدامی درست بود، زیر سؤال ببرند.
موضوع بنزین به‌خوبی نشان می‌دهد چگونه با کمک روشنفکران ائتلاف مذمومی به زیان طبقه فقیر شکل گرفته و پیوسته تخصیص منابع عمومی به شکل ناعادلانه انجام می‌شود. این مصداق کافی است که به این فرض هم فکر کنیم که گناه بی‌عدالتی موجود فقط برعهده حکومت نیست بلکه روشنفکران و دیگر بخش‌های جامعه نیز در آن سهیم هستند! در سال ١٣٨٠ که ایران حدود ١٧‌میلیون خانوار داشت، فقط سه ‌میلیون خودروی شخصی وجود داشت و به‌سادگی دیده می‌شد که اکثر بهره‌برداران از بنزین ارزان اقشار برخوردار بودند، همان استدلال‌هایی علیه افزایش قیمت بنزین ارائه می‌شد که امروز می‌شود.
بد نیست اشاره کنیم که امروزه تعداد خودروها به بیش از ١٥‌میلیون خودرو رسیده و بازهم اقشار فقیر از بنزین ارزان نفع مستقیمی نمی‌برند و فقط گذشت زمان اجرای این سیاست درست را به‌مراتب سخت‌تر کرده است.
45302
کامنت شما با موفقیت ثبت شده است و پس از تأیید تیم نظارت به نمایش در می آید.
کد امنیتی وارد شده صحیح نیست.
لطفا اطلاعات خود را صحیح وارد کنید.
اشکالی در سیستم رخ داده است. لطفا دوباره امتحان کنید.
در پاسخ به کامنت :
فرزاد قربانی
لغو
captcha
ثبت کامنت
کامنتی ثبت نشده است.