ورزشی print
پیام های اینستاگرامی جابر صادق زاده و احمد میرزاپور درباره اتفاقات فینال مسابقات کشتی پهلوانی (عکس)
طرفداری
0 comment   1 visibility
یکشنبه 24 دی 1396 ساعت 13:18
چکیده مطلب
فینالیست های مسابقه سنگین وزن کشتی پهلوانی درباره اتفاقات رخ داده در این مسابقه در اینستاگرام خود پیام هایی نوشتند.
طرفداری- رقابت های کشتی پهلوانی بزرگسالان قهرمانی کشور گرامیداشت زنده یادان عباس زندی و علیرضا سلیمانی امروز (پنج شنبه 21 دیی ماه) در سالن شهید بهشتی شهر مشهد برگزار شد و در پایان جابر صادق زاده پهلوان سال گذشته کشور با شکست احمد میرزاپور در دیدار فینال به عنوان پهلوانی سال 96 رسید. البته در دیدار فینال حواشی و اتفاقاتی رخ داد که صادق زاده و میرزاپور در واکنش به این اتفاقات در صفحه اینستاگرام خود پیام هایی را منتشر کردند.
به گزارش خبرنگار طرفداری، میرزاپور در اینستاگرام خود نوشت:
افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب زمینی که بلند است....
مردم فهیم ، شریف ، نجیب و عزیز بدینوسیله از مهربانی و همراهیه حامیان ، طرفداران و کشتی دوستان عزیز که با حضور پر شورتان این بنده ی حقیر را مرهون و مدیون بزرگواری و عنایت خود قرار داده اید، خالصانه تشکر میکنم.
و بابت زحمات فراوانی که متحمل شده اید، عذر خواهی کرده و حلالیت میطلبم.
بدیهی ست که شور و “شعورتان” سرمایه پیشرفت و بالندگی امروز و فردای این دیار سربلند است.
این بنده ی حقیر هرگز تسلیم نشده و به فردا ی روشن امیدواراست.

صادق زاده نیز پیام زیر را در اینستاگرام خود منتشر کرد:
ملت شريف ايران!
چند روزيست سردرگم ميان تلخ كامي ها به دنبال گناهم مي گردم؛نمي يابمش
درد دل ميكنم شايد شما پيدايش كرديد...
سالهاست در خدمت تمام بزرگان كشتي كوچكي ميكنم تا شايد نقطه اي از كتاب قطور پهلواني را ياد بگيرم.بزرگترين آموخته ام اينست كه پهلواني را نبايد جار زد!
بايد خودت باشي، يك خودِ واقعي، ساده و فارغ از تمام نقش ها و رنگها.
اگر غمگيني پنهان كني و اگر شادي بروز دهي تا همگان شريك شادي ات شوند.
شادي پس از برد را نمي توانستم در دل نگه دارم كه خلاف واقع رفتار كردن بزرگترين گناه بود!
شاد بودم نه براي يك بُرد!نه براي يك مسابقه!براي تمام زحماتم كه هيچگاه در كشتي ديده نشده، براي شرمندگي ام مقابل زحمات پدر و مادرم كه تنها دلخوشي شان شايد همين يك عنوان در سال باشد!
اگر گناه است بابتش عذر ميخواهم
شما به جاي من!تمام زحمات يكساله را روي تابلوي امتياز بر باد رفته ميبيني، در لاكتيكي ترين شرايط ممكن نه ميبيني نه متوجه اي!فقط صداي يك سوت را شنيده اي و تمام توانت را براي شاد كردن دل مردمت و از آن مهم تر پدر و مادرت به اجرا در مياوري...
گناه اينست؟!از جان و دل مايه گذاشتن براي ارزشمند ترين ها در مرام پهلواني يعني پدر و مادر؟!!!پس باز هم عذر ميخواهم...
من و برادر عزيزم احمد ميرزاپور و تمام پهلوانان ايران زمين كه به شخصه شاگرد كوچكي در مكتبشان هستم تنها با محبت شماست كه ياراي زندگي كردن مي يابيم.
نباشيد، نيستيم!
پس با تمام مهرها و بي مهري ها دوستتان دارم و تنها از يك بابت ناراحتم و از خدا كمك مي خواهم؛
كه چرا همگان سخت ميبينند ولي آسان قضاوت مي كنند؟!!!
کامنت شما با موفقیت ثبت شده است و پس از تأیید تیم نظارت به نمایش در می آید.
کد امنیتی وارد شده صحیح نیست.
لطفا اطلاعات خود را صحیح وارد کنید.
اشکالی در سیستم رخ داده است. لطفا دوباره امتحان کنید.
در پاسخ به کامنت :
فرزاد قربانی
لغو
captcha
ثبت کامنت
کامنتی ثبت نشده است.